آخرین اصل از اصول دین در نزد شیعیان، اصل امامت است. اصلی که بر وجود مبارک امامان معصوم(ع) استوار است و ایمان به ایشان، در ادامه ایمان به نبوت، موجبات تکامل دینداری و ایمان شیعیان است. رهبری جامعه اسلامی و جانشینی پیامبر اسلام(ص) در امور دینی و دنیوی را امامت نامیدهاند. در واقع، امامت از اصول اعتقادی شیعیان بوده و اهمیت مسئله امامت نزد شیعیان به اندازهای است که موجب شده آنان به «امامیه» معروف شوند.
در این میان بعضی از پرسشها و شبههها نیز درباره موضوع امامت، از سوی برخی از افراد و گروههای مختلف از فرقههای گوناگون اسلامی در طول تاریخ جهان اسلام تاکنون مطرح شده که پاسخ جامع و اساسی از سوی علمای مذهب شیعه امامیه به آنان داده شده است. اما آنچه موجب پرداختن به این موضوع شده، چاپ کتابی با عنوان «امامت، منصبی الهی» از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی است که در آن با پرداختن به مباحث و موارد مربوط به موضوع امامت به برخی از پرسشها و شبهههای مطرح شده دراین زمینه نیز پاسخ داده شده است.
چندی پیش، چاپ نخست این کتاب به قلم «سیدعبدالحمید موسوی» از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی به عنوان ناشر، در ۳۹۳ صفحه، قطع رقعی و به شمارگان ۳۰۰ نسخه راهی بازار کتاب شد. به همین بهانه در ادامه و به اختصار با برخی از بخشهای این اثر تازه منتشر شده آشنا میشویم.
عصر پیدایش «پرسشهای نوین»
سیدعبدالحمید موسوی، نویسنده این کتاب در بخش پیشگفتار این اثر، این گونه نگاشته است: «... درعصر کنونی که عصر پیدایش پرسشهای نوین است، هر مکتبی که بتواند با بهرهگیری صحیح از قرآن و حدیث و با جدال احسن، در این عرصه به میدان آید، پیشتاز خواهد بود و مبحث کلیدی امامت از این قاعده مستثنا نخواهد بود...».
وی اضافه میکند: در مبحث امامت، شایسته است به عنوان مقدمه، به دو نکته محوری پرداخته شود: یکی اینکه «شأن» امامت الهی همان شأن نبوت است، جز اینکه امام، وحی دریافت نمیکند (و خاتمیت در این حوزه قرار دارد) بنابراین، دلیل اثباتکننده امامت الهی، همان دلیل ضرورت امامت نبی مکرم اسلام(ص) از جانب خداوند خواهد بود و دیگر اینکه، همان گونه که امامت امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) به نصب الهی بوده، انتصاب دیگر امامان معصوم(ع) تا حضرت حجت بن الحسن(عج) نیز به نصب الهی است.
«شک» در موضوع امامت جایز نیست
موسوی معتقد است: مبحث امامت الهی از بنیادیترین ارکان اعتقادی دین محسوب شده، زیرا بدون آن، هدف از آفرینش انسان و جهان نقض میشود. چنان که حکمت و عدل الهی و نبوت عامه و نبوت خاصه مورد خدشه قرار میگیرند، پس به حکم شرع، شک در موضوع امامت، جایز نیست و کسی نباید بدون دلیل اثباتی، امامت الهی را رد کند، زیرا رد امامت الهی در واقع همان رد امامت نبی مکرم اسلام(ص) از جانب خدا خواهد بود.
وی تصریح میکند: از منظر عقل نیز جایز نیست کسی اقدام به رد امامت کند، زیرا اگر چنین کند و جزم به رد داشته باشد، این یقین او کذب و حرام خواهد بود، زیرا چنان که یاد شد، دلیل امامت همان دلیل ضرورت امامت نبی مکرم اسلام(ص) است.
رعایت «عدل و انصاف» در پاسخ به پرسشها و شبههها
نویسنده این کتاب در قسمت دیگری از بخش مقدمه این اثر اظهار میکند: در کتاب حاضر، پرسشها و شبهههای مطرح شده و گاه با رنگ و لعاب نوین پیروان مکتب صحابه در باب نصب الهی، عصمت، علم و حُجیّت امام، با دقت و رعایت انصاف، مستند به منابع آنان آورده شده و در مواردی برای واکاوی پرسشها و کلام آنان، توضیحات لازم را ارائه کردهایم.
موسوی ادامه میدهد: در برخی موارد، در برداشت و فهم پیروان مکتب مذکور (مکتب صحابه) از قرآن و سنت ابهامهایی وجود داشت، چنان که در بعضی موارد برداشت آنان از قرآن و سنت با قواعد و فهم عرفی انطباق نداشت که آنها نیز یادآوری شده است.
وی میگوید: بر این اساس، پرسشها و کلام آنان با استفاده از قواعد و فهم عرفی به قرآن و سنت عرضه شده و در پرتو رابطه وثیق و عمیق قرآن و سنت، به پاسخ تحلیلی پرسشهای آنان پرداختهایم.
نویسنده این اثر با اشاره به اینکه در بررسی و نقد کلام پیروان مکتب مزبور (مکتب صحابه) و ارائه پاسخهای تحلیلی، موازین عدل و انصاف رعایت شده، تأکید میکند: خاستگاه بیشتر پرسشهای آنها در مبانی پیروان مکتب مزبور منحصر بوده و از این رو توضیح داده شده که اساساً طبق مبانی شیعه اثنیعشری پرسشهای مذکور قابل طرح نبوده و منتفی به انتفاء موضوع است.وی یادآور میشود: پاسخهای تحلیلی نیز بیشتر از منابع قابل قبول اهل سنت گردآوری شده است. برخی از پاسخهای تحلیلی نیز از منابع شیعه اثنیعشری و از مؤلف بوده که معیار دلیل بودن را داشته و از انطباق عقل و خرد برخوردار است.
از «کلیات» تا «پاسخ به شبهات امامت در اثبات»
مطابق اظهارات نویسنده این کتاب، این اثر در سه بخش و هشت فصل سامان یافته که تفصیل آن در فهرست مطالب و متن قابل مشاهده است. در ادامه این گزارش با برخی از مطالب مندرج در این کتاب به اختصار آشنا میشویم.
در بخشهای این کتاب که به ترتیب عبارتاند از: «کلیات»، «شبهات امامت در ثبوت» و «شبهات امامت در اثبات» به موضوعات و موارد متنوع در کنار پاسخ به پرسشها و شبهههای مطرح شده در زمینه مبحث امامت پرداخته شده است؛ مطالبی مانند «واژه امام در قرآن»، «جایگاه امامت در روایات»، «انتصاب الهی امام از نگاه پیامبر اکرم(ص)»، «امامت از دیدگاه شیعیان»، «شبهاتی درباره اصلانگاری امامت»، «شبهات مربوط به اصل نصب امام»، «شبهه موروثی شدن امامت»، «شبهه نصب امام، ناسازگار با غیبت امام»، «شبهه ریشه در سنت نبوی نداشتن اندیشه نصب امام»، «شبهه نام نبردن قرآن از امامان»، «شبهه تلاش نکردن امام علی(ع) برای گرفتن حکومت»، «شبهه سکوت امام علی(ع) در قبال حاکم شدن خلفا»، «شبهه شرکت کردن حضرت علی(ع) در نماز جماعت خلفا»، «مواجهه اهل سنت با حدیث ولایت»، «نگرش اهل سنت در پی انکار نصب الهی امام»، «دستهبندی احادیث حوزه امامت خاصه» و... .
«نوآوری» این اثر
از نکات قابل توجه در نگارش این کتاب، موضوع «نوآوری» این اثر در زمینه مطالب و موارد مربوط به پاسخ به شبهات و پرسشهای مربوط به موضوع امامت و بیان مباحث مرتبط با اهمیت موضوع امامت است.
در این کتاب، به موضوع پاسخ به شبهههای جدید و پرتکرار در زمینه نصب الهی امام(ع) به طور جامع پرداخته شده است. همچنین توجه دادن اهل سنت به بازپژوهی نگاهشان به هر یک از دو موضوع قرآن و سنت و نیز واکاوی چگونگی تعامل قرآن و سنت با یکدیگر به مقتضای آیات قرآن که به ویژه در حوزه نصب امام(ع) امری اجتنابناپذیر و ضروری بوده لحاظ شده است.
اثبات ناسازگاری شعار «حسبنا کتاب الله» با عموم آیات قرآن از دیگر مواردی است که در مبحث نوآوری این اثر مورد توجه قرار گرفته و اثبات ناسازگاری فرعانگاری امامت و مشروعیت بیعت مطابق آیات قرآن کریم نیز در زمینه نگارش کتاب و پاسخ به پرسشها مورد دقت و توجه جدی قرار گرفته است.
بیان نمونهای از «پاسخ به شبهات» در این کتاب
در اینجا و به عنوان نمونه، به بیان یکی از شبهههای مطرح شده درباره موضوع امامت و پاسخ ارائه شده به آن که در این کتاب ذکر شده است، بسنده میکنیم. این شبهه به آیه تطهیر (انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، آیه ۳۳ سوره احزاب) وارد شده و اشاره دارد به اینکه در زمان نزول این آیه، فقط پنج تن آلعبا(ع) وجود داشتند و بقیه ائمه اطهار(ع) (یعنی ۹ امام دیگر از نسل امامان اثنیعشری) نبودند، پس چطور این آیه را در شأن همه ائمه اثنیعشری بیان میکنید؟ پاسخ به این شبهه این است که لفظ و معنای «اراده» در این آیه به صورت «انما ارادالله» نیامده است که مخصوص زمان ماضی باشد، بلکه به صورت مضارع (یریدالله) آمده و حال و آینده را شامل شده و معصومان(ع) پس از آن زمان را هم در بر میگیرد. از طرف دیگر در علم اصول فقه، گفته میشود جملات فعلیه (قضایای لقبیه) دارای مفهوم نیستند. امامان معصوم(ع) پیش از رسیدن به مقام امامت هم زمینه عصمت را دارند و ملکه عصمت با اراده تکوینی حضرت باری تعالی در همان عالم نورانیت (عالم ارواح) به آنان تعلق گرفته و این بزرگواران، پاک و پاکیزه خلق شدهاند. دلیل دیگر در رد این شبهه این است که برای اثبات عصمت امامان(ع)، اثبات عصمت یکی از آنان کافی است، زیرا هر یک از امامان معصوم(ع) به امام پس از خود وصیت کرده و او را معصوم خوانده است و به طور طبیعی، وقتی عصمت امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب(ع) اثبات شود، عصمت دیگر امامان نیز از طریق وصیت الهی هر امام به امام پس از خود ثابت میشود. حدیث غالب جُهنی از امام محمدباقر(ع) نیز به اثبات این موضوع کمک میکند.





نظر شما